بخوانید اما ...؟

همه را دوست داشته باشید اما نه هر کس را...

غصه تنهایی خود را نخورید همه تنها هستیم.این داشتن ها و نداشتن ها را بکذاریذ کنار...رفته رفته می فهمیم که دیگر هیچ کس لیاقت ابراز احساس تو را ندارد.

اولین نفری که میگی دوسش داری و از ته دلت میخوای براش بمیری و جونت و بهش بدی تنهات میذاره و میره...!!!

بعد از چند سال که تازه خاطره های اشک آور اون از یادت رفته و یکی رو ژیدا کردی که میتونی بهش دل ببندی این بدتر از اون تورو تنها میذاره و میره و بهت میگه بچه ای این حرف ها چیه...تازه میفهمی که این اصلا دوست داشتن نمیدونست چیه...؟

دیگه کمکم یاد میگیری که نه بذاری کسی بهت بگه دوست دارم و نه میتونی بگی دوسش داری دیگه این کلمات برات زننده شدن....تهوع آور...حالت بهم میخوره از گفتن این حرف ها...

دیگه نه میتونی بگی دلم واست تنگ شده...نه میتونی بگی باهام بمون...و نه میتونی بگی تنهام نذار کلی از این حرف ها که توی دلت سنگینی میکنه...

دیگه نه کسی رو می خوای که سنگ صبورت باشه و نه باشی...نه کشی رو می خوای که تنهاییت رو به هم بریزه و نه حوصله دلبری و ناز کشیدن داری...روز ها از بر هم میگذرند و به چیزی فکر میکنی که هیچکس نمیکند به همه این کلمات که میتوانستی نگه شان داری...

دیگر همه برایت مفهوم همان حرف های تکراری را دارند که میشنوی هر رو ز روزی دیگر با کسی که هیچگاه نخواهد ماند دیگر همان آدم ساده نیستس شدی یک گرگ که همه داشته هایش زیر دندانش هست...

منطقی برای دوست داشته شدن یا داشتن نداری نه برای خودت ارزشی قائلی نه برای دیگران....همه آمدند و تو مانند یک اوبوس بودی که همه را به مقصد شان رساندی و در آخر خودت تنهایی....

به هر که گفتی دوستت درام نفهمید ...و گفت دیگر این چه حرفی است...برو بابا...

هیچگاه نخواهد دانست این چه حرفی بود از دل چه کسی آمد و به کجا رفت....آنقدر صبر خواهد کرد تا طرف مورد علاقه اش بیاید و بگوید دوستت دارم آن هم زمانی که غباری سفید از ترس و دلهره بر رویش نشسته باشد....

/ 0 نظر / 4 بازدید