تنهایی....

چقدر سخته منتظر کسی باشی که هرگز فکر برگشتن نیست...

شاید زیباترین لحظات عمر انسان به این امید سپری میشود که هنوز هم امید دارد کسی که از همین در رفته باز هم از این در باز خواهد گشت...

اما همیشه منتظر کسی است که پشت در هست...نه کسی که رفت ...

یاد ان ایام که ازعشق میگفتیم و شادی باهم بودنمان خوابمان نمی برد و زیر همان درخت از سقف خانه ایمان که سقفش به بزرگی دلمان بود از لانه پرنده گفتیم...

اما باز امروز را می بینم که از جدایی میگویم و ان درخت هم که آبش از اشک هایمان جاری میشد از ترس بهم نرسیدنمان سقف آن خانه هم ویران شدو ان پرنده ها هم لانه را ترک کردند و ان بی خوابی از شادی به بی خوابی از غم بدل شدو این ها همه اتفاق بودند و گذر زمان مرهم این درد ها اما رفتن تو سنگی بود بر روی قلب شیشه ام.

/ 0 نظر / 5 بازدید