دلم....

سلام ...

همه در دل کردند و شاید درد دل نبود و دل درد بود...

آری این واژه که ندانستیم از کجا وارد فرهنگ لغات کوچ من شد با دو کلمه ای بودنش پاک من را بر باد داد...

بارها گفتم که چه اشتباهی بود کردم و عاشق شدم...اصلا عشق یعنی چه؟

اصلا دوست داشتن یعنی چه؟

باید زمانی عاشق می شدم که کسی الف بای دوست داشتن را میدانست و برایم تکرار میکرد...نه اینکه من عاشق او می شدم و او هم کسی دیگر را دوست میداشت...

شاید هر بار گفتم شاید و باز شاید سهم من از عشق او همین دلتنگهایی است که پیش من جا گذاشت....ننوشتم که روزی ببیند و بخواند...نوشتم تا بدانید و بخوانید..

در این دنیای نه چندان بزرگ پسری بود که ساده عاشق شد...ندانسته دوست داشت و نفهمیده از دست داد....

نگفته آمد و نشناخته ماند و نا خواسته رفت...

آری شاید و باز هم شاید عشق این بود و خواهد بود همین:ندانستن ها،نخواستن ها،نشناختن ها،نا گفته ها.سوال

من که ندانستم که چگونه باید نگهت میداشتم...صد بار به خواسته هایت اندیشیدمم تا مگر یک روز بدانم این همه هوس از چه بود؟ شاید من بی دلیل به خواسته هایت نام هوس می نهادم..

شاید عشق همانی بود که تو می گویی...آرمیدن در بستر یک غریبه که به اندازه ی همه غریبه ها آشنا بود برایت....

نخوابیدم،نماندی...نکردم،نخواستی...نگفتم،رفتی...

التماست کردم....افسوس...باور نکردی.

/ 2 نظر / 4 بازدید
پارمیس

آخی ناراحت شدم ایشاالله که پشیمون بشه و برگرده برات دعا میکنم که بهش برسی[قلب][گل]

رویا

سلام دوست عزیز این رسمه زمونست باید بهش عادت کنی زمونه تا میتونه به همه پشت میکنه بدون اینکه خودت بفهمی این بلاها ناخواسته به سرت میاد و باید تحمل کنی ولی منم مثل بقیه آدما واست آرزو میکنم تا عشقت برگرده مال ما که برنگشت حداقل مال تو برگرده آسمانی باشی[گل]